<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سیاست جهانی</title>
    <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/</link>
    <description>سیاست جهانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 09 Jan 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 09 Jan 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رویکرد کره شمالی به چین و آمریکا؛ کشورداری در روند پایدار روابط دوستانه و خصمانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_8332.html</link>
      <description>در جریان جنگ شبه &amp;amp;rlm;جزیره کره یک الگوی دوقطبی مبنی بر حمایتِ چین از پیونگ یانگ و حمایت ایالات متحده آمریکا از کره جنوبی شکل گرفت که این الگو با تسری در سیاست خارجی کره شمالی از آن زمان تاکنون در قالب تعامل با چین و تقابل با آمریکا باقی مانده است. در این فضا اولویت چین با وجود همه&amp;amp;rlm; ی دشواری&amp;amp;rlm; ها در روابط دوجانبه پکن- پیونگ یانگ امنیت و بقای رژیم کره شمالی و راهبرد آمریکا تلقی کره به عنوان بی&amp;amp;rlm; ثبات کننده&amp;amp;rlm; ی نظم جهانی بوده است. این اولویت &amp;amp;rlm;های متفاوت باعث درک متفاوتی از دو کشور در فرهنگ استراتژیک کره شمالی شده است. لذا سوال اصلی این پژوهش آن است که: انگیزه &amp;amp;rlm;ی کره شمالی در سیاست خارجی مبتنی بر رویکرد دوگانه&amp;amp;rlm; ی تعامل و تقابل با چین و آمریکا چیست؟. یافته&amp;amp;rlm; های پژوهش براساس تئوری سلسله &amp;amp;rlm;مراتب نیازهای مزلو و با روش توصیفی- تحلیلی حاکی از آن است که از منظر کره شمالی تعامل با چین تامین کننده &amp;amp;rlm;ی نیازهای کمبود و تقابل با آمریکا برآورده کننده&amp;amp;rlm; ی نیازهای رشد  این کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبرد قدرت دریایی چین بر مبنای بازی وی‌چی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9558.html</link>
      <description>داشتن قدرت دریایی از ارکان تبدیل شدن کشورها به قدرت جهانی است چین به عنوان یک قدرت درحال‌ظهور و با داشتن جاه‌طلبی برای تبدیل شدن به قدرت برتر از دهه 1980 شروع به افزایش قدرت دریایی خود نموده است. پژوهش&amp;amp;rlm; های گوناگون با استفاده از چارچوب&amp;amp;rlm;های نظری غربی راهبرد قدرت دریایی چین را تبیین کرده&amp;amp;rlm; اند. اما در مقاله حاضر با استفاده از چارچوب مفهومی برگرفته از بازی سنتی چینی -وی&amp;amp;rlm;چی- به این پرسش پاسخ می&amp;amp;rlm;دهیم که: چگونه قدرت‌یابی دریایی چین از منظر منطق بازی استراتژیک وی&amp;amp;rlm;چی قابل تحلیل است؟ در پاسخ با استفاده از روش پژوهش کیفی تحلیل مضمون مبتنی بر منابع کتابخانه&amp;amp;rlm;ای و به این نتیجه رسیدیم که راهبرد دریایی چین در دستیابی به منافع و کسب برتری در دریا با اصول بازی وی‌چی از جمله توسعه قلمرو و افزایش نفوذ، انعطاف‌پذیری، اجتناب از درگیری مستقیم، تسلط بر مناطق استراتژیک، شکستن محاصره خود و کاستن از نفوذ رقبا و در نهایت کسب برتری مرتبط است. براین‌اساس یافته اصلی این پژوهش عبارتست از اینکه چارچوب مفهومی بازی وی&amp;amp;rlm;چی می&amp;amp;rlm;تواند با خوانشی فرهنگی از درون خود چین رفتار چین را در عرصه نظام‌بین‌الملل و راهبرد دریایی آن را مورد بررسی قرارداده و درک بهتری از رفتار این کشور ایجاد نماید.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های دولت سازی در عراق پسا داعش</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9155.html</link>
      <description>این مقاله به تبیین چالش‌های جدید پیش‌روی دولت‌سازی در عراق پس از 2015، با تکیه بر نظریات فرانسیس فوکویاما، یکی از نظریه‌پردازان معاصر در حوزه دولت‌سازی، پرداخته است. سوال اصلی پژوهش این است که مهم‌ترین چالش‌هایی که در روند دولت‌سازی در عراق بین سال‌های 2015 تا 2022 وجود دارند، کدامند؟. فرضیه‌ای که در این راستا مطرح می‌شود، بیانگر آن است که، تداوم یک دولت با دامنه گسترده و اثر بخشی ضعیف، عدم سازمان‌دهی جامعه و نقش غیر حمایتی بازیگران خارجی مهم‌ترین موانع روند دولت‌سازی در عراق پساداعش از سال 2015 تا 2022 به شمار می‌روند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی به انجام رسیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ریشه یک دولت قدرت‌مند و اثر بخش در فقدان فساد، شفافیت کافی، نهادهای کارامد و مستقل، اعتماد دو جانبه میان ملت و دولت و عدم مداخله خارجی نهفته است که حلقه مفقوده در نظم پسا داعش در عراق محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل بازدارنده اتحاد منطقه‌ای دولت‌های فارس زبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان)</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9409.html</link>
      <description>بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی دولتهای مستقل و جدیدی در آسیای مرکزی ظاهر شدند. در این میان، زبان و پیشنه هویتی و تاریخی مشترک بین دولتهای ایران، افغانستان و تاجیکستان می توانست زمینه‌ساز تأسیس یک اتحادیه منطقه ای بین دولتهای فارسی زبان باشد. سوال پژوهش حاضر این است که چه عواملی مانع تأسیس یک اتحادیه منطقه ای فراگیر در میان دولتهای فارسی زبان بوده است؟ به نظر میرسد وجود پاره‌ای از ملاحظات مانع اصلی تشکیل یک اتحادیه منطقه‌ای فراگیر بوده است. یافته های این پژوهش نشان می‌ دهد علیرغم وجوه مشترک زبانی، فرهنگی، نژادی و مذهبی در میان این سه دولت، عواملی چون ناسیونالیسم معطوف به واحدهای سرزمینی، کمرنگ بودن هویت پارسی برای نظامهای سیاسی حاکم در برخی از این دولتها، بی ثباتی سیاسی، همپوشانی اقتصادی و تضاد منافع دولتهای بزرگ مانع شکل گیری یک اتحاد منطقه‌ای در میان دولتهای فارسی زبان بوده است. در ادامه برای تبیین بهتر موضوع، موانع اتحاد سه دولت ایران، افغانستان و تاجیکستان در پرتو نظریه سازه انگاری و روش تحلیلی-توصیفی در مورد بررسی قرار خواهد گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فدرالیسم از منظر نظریه جامعه‌شناسی سیاسی: بازخوانی انتقادی رویکردهای کلاسیک و مدرن</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9422.html</link>
      <description>این مقاله مروری جامع، به بررسی فدرالیسم از دریچه جامعه‌شناسی سیاسی می‌پردازد و سیر تحول نظریه فدرالیستی را از مبانی کلاسیک آن تا تفاسیر معاصر تحلیل می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که فدرالیسم، در ماهیت خود، فراتر از یک سازوکار قانون اساسی است: بلکه محصول کشمکشی زنده میان میل به وحدت و کثرت است که در قالب نهادها جریان می‌یابد، اما خود نهادها را هم دگرگون می‌سازد. مقاله یک گزاره نظری نوین را پیش می‌نهد: &amp;amp;laquo;چارچوب یکپارچگی فدرال بازتابی&amp;amp;raquo;، که فدرالیسم را به مثابه یک فرآیند انطباقیِ اجتماعی-سیاسی بازتعریف می‌کند که تحت تأثیر تنش‌های دیالکتیکی مستمر میان نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز شکل می‌گیرد. این چارچوب، به‌جای دیدن فدرالیسم به‌عنوان یک &amp;amp;laquo;ساختار ایستا&amp;amp;raquo;، آن را میدانی برای گفت‌وگوی بی‌پایان میان هویت‌ها، منافع و ساختارهای قدرت می‌داند، میدانی که در آن، ثبات و تغییر، همزمان هم‌زیستی می‌کنند. این چارچوب با یکپارچه‌سازی چشم‌اندازهای نهادی، جامعه‌شناختی و فرآیند-محور، شکاف‌های نظری مهمی را در ادبیات موجود پر می‌کند. این تحقیق از طریق تحلیل تطبیقی رویکردهای فرمالیستی کلاسیک و نظریه‌های تجربی مدرن، نشان می‌دهد که فدرالیسم نه صرفاً به‌منزله یک سازوکار قانون اساسی، بلکه به‌مثابه یک پدیده پیچیده اجتماعی-سیاسی عمل می‌کند که به دینامیک‌های متغیر قدرت، سیاست‌های هویتی و چالش‌های حکمرانی پاسخ می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ ایران و عراق و تحلیل تصورات ژئوپولیتیکی تهدید در عربستان سعودی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9626.html</link>
      <description>یکی از مهمترین بازیگرانی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بر تصورات ژئوپولیتیکی تهدید آن تاثیر وافری داشت، عربستان سعودی بود. لذا، هدف این پژوهش بررسی نحوه ادراک تهدید ایران از سوی این کشور در بستر این جنگ می‌باشد. در این پژوهش داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده‌اند و بر اساس تحلیل گفتمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد، عربستان سعودی ابتدا ایران را تهدیدی ایدئولوژیک، سیاسی و امنیتی ارزیابی کرده و سپس با تمرکز بر نقاط ضعف ژئواستراتژیک خود، نه تنها ایران را به‌عنوان تهدیدی چندلایه بازنمایی کرده است، بلکه سیاست مهار فعال و اقدامات مقابله‌ای چندسطحی را نیز اجرا نمود. این اقدامات شامل حمایت از عراق، تشکیل نهادهای منطقه‌ای؛ مانند شورای همکاری خلیج فارس، استفاده ابزاری از نفت و بهره‌گیری از ابزارهای نرم و رسانه‌ای بود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تصورات ژئوپولیتیکی تهدید عربستان نه صرفاً محصول شرایط میدانی، بلکه نتیجه تعامل پیچیده بین ادراکات ایدئولوژیک، امنیتی و ژئواکونومیک بوده و پایه‌های سیاست مهار ایران در دهه‌های بعد را ایجاد کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ابعاد حقوقی ، سیاسی ، ژئوپلتیکی و پیامدهای زیست محیطی اختلاف بریتانیا و ایسلند بر سر منابع نفتی دریای شمال و تأثیر آن برصلح پایدار در اقیانوس اطلس شمالی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9134.html</link>
      <description>اختلاف بریتانیا و ایسلند بر سر منابع نفتی حوضه هاتون-راک‌آل در دریای شمال نمونه‌ای از مناقشات پیچیده منابع دریایی است که هم‌زمان ابعاد حقوقی، زیست‌محیطی، سیاسی و ژئوپلیتیکی را در بر گرفته و پرسش‌هایی درباره عدالت در تقسیم منابع و امکان دستیابی به صلح پایدار در اقیانوس اطلس شمالی مطرح می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی و چارچوب نظری تلفیقی شامل ژئوپلیتیک کلاسیک، صلح مثبت و هیدروپلیتیک، به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه عواملی تنش‌ها را تشدید کرده و چه سازوکارهایی می‌تواند آن‌ها را به همکاری تبدیل کند. نتایج نشان می‌دهد که ادعاهای گسترده ایسلند بیش از آن‌که مبتنی بر اصول حقوقی باشند، ریشه در ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیت اقتصادی دارند به نحوی که تغییرات اقلیمی با کاهش منابع ماهیگیری و دشوار شدن اکتشاف نفت رقابت را افزایش داده و نبود تعهد کامل به نهادهای بین‌المللی مانند کمیسیون تحدید حدود فلات قاره‌ای مانع حل اختلاف شده است. یافته‌ها تأیید می‌کنند که تحقق صلح پایدار نیازمند رویکردی چندجانبه، تلفیق تعهدات زیست‌محیطی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای تعیین مرزهاست. علاوه بر این، پژوهش حاضر الگویی تحلیلی در اختیار سیاست‌گذاران ایرانی قرار می‌دهد تا از تجربیات اقیانوس اطلس در مدیریت مناقشات مشابه دریای خزر بهره‌مند شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای سیاسی-ژئوپلیتیکی همگرایی رژیم صهیونیستی-عربستان سعودی برای جمهوری اسلامی ایران در چارچوب دکترین نوپیرامونی اسرائیل</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9346.html</link>
      <description>در پی تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در غرب آسیا، رژیم صهیونیستی با احیای دکترین پیرامونی خود، درصدد بازتعریف محیط راهبردی و ساختار امنیتی منطقه‌ای برآمده است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش «تحلیل روند» و تمرکز نظری بر دکترین پیرامونی جدید رژیم صهیونیستی، به دنبال پاسخ دادن به این سوال کلیدی است که تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی چه پیامدهای سیاسی و ژئوپلیتیکی برای جمهوری اسلامی ایران در پی دارد؟. یافته‌های تحقیق نشان می‎دهد که این همگرایی، موجب انبساط ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی، تضعیف گفتمان مقاومت، و تلاش هدفمند برای مشروعیت‌بخشی به اسرائیل در نظام منطقه‌ای شده است. همچنین، توسعه نفوذ آمریکا در قالب بازمهندسی نظم امنیتی منطقه و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوین علیه ایران از دیگر ابعاد این روند به شمار می‌روند. پیامدهای دیگر این تحول عبارتند از تشدید بی‌ثباتی ساختاری در منطقه غرب آسیا، فروپاشی ظرفیت شکل‌گیری ترتیبات امنیتی پایدار و افزایش تلاش‌های مشترک برای انزوای بین‌المللی ایران. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که دکترین نوپیرامونی رژیم صهیونیستی نه‌تنها واکنشی به تهدیدات موجود، بلکه راهبردی فعال برای بازسازی نظم منطقه‌ای در جهت مهار و محاصره تدریجی جمهوری اسلامی ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رقابت استراتژیک چین و آمریکا در اقیانوس هند</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9423.html</link>
      <description>تحولات سریع قاره آسیا و توجه ویژه چین و آمریکا به عنوان یک قدرت نوظهور و یک ابرقدرت به این منطقه باعث شده که قرن بیست و یکم را قرن آسیا بنامند. اکنون، منطقه آسیا- اقیانوسیه بیش از هر زمان دیگر به میدان بازی و صحنه رقابت استراتژیک آنها تبدیل شده است. پژوهش حاضر با کاربست ترکیبی چارچوب نظری واقع‌گرایی تهاجمی و موازنه تهدید و به‌کارگیری روش تبیینی به دنبال پاسخ به این پرسش است که زمینه‌های رقابت استراتژیک چین و آمریکا در اقیانوس هند چگونه ارزیابی می‌شود؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که دو کشور در عین رقابت شدید به دنبال ایجاد یک تعادل استراتژیک در پرتو راهبرد واقع‌گرایی تهاجمی و موازنه تهدید هستند. چین به دنبال استفاده از اهرم اقتصاد برای ایجاد یک جامعه منافع مشترک و آمریکا با شعار اقیانوس هند آرام آزاد و باز به دنبال بازیابی قدرت خود از طریق همکاری نزدیک با متحدین منطقه‌ای می‌باشد. همچنین، برخی فرصت‌های همکاری در عین رقابت و واگرایی استراتژیک، موجب توسعه تفکر تعادل استراتژیک بین دو قدرت شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هوش مصنوعی بر امنیت ملی روسیه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9540.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با طرح این پرسش بنیادین آغاز می‌شود که توسعۀ هوش مصنوعی چه تأثیری بر امنیت ملی روسیه دارد و چگونه می‌تواند معادلات قدرت در این کشور را بازتعریف کند. اهمیت این موضوع از آن‌جاست که هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از فناوری‌های تحول‌آفرین قرن بیست‌ویکم، همزمان فرصت‌ها و تهدیدهای گسترده‌ای را برای دولت‌ها به همراه دارد و روسیه نیز به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، از این قاعده مستثنا نیست. هدف تحقیق، تحلیل ابعاد مثبت و منفی توسعۀ این فناوری و تبیین پیامدهای راهبردی آن برای امنیت ملی روسیه است. روش پژوهش کیفی بوده و با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی پِستِل، موضوع را مورد واکاوی قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که توسعۀ هوش مصنوعی می‌تواند از یک‌سو با افزایش ظرفیت‌های حکمرانی، ایجاد برتری نظامی در عرصه‌های نوین نبرد و نوسازی زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، به تقویت امنیت ملی روسیه بینجامد. از سوی دیگر، این روند ممکن است به‌واسطۀ هزینه‌های سنگین توسعه و نگهداری، فشار اقتصادی بر ساختار دولت، تهدید امنیت روانی جامعه و حتی تضعیف بخشی از اقتدار حاکمیتی، امنیت ملی را با چالش روبه‌رو کند. بر اساس نتایج تحقیق، آینده امنیت ملی روسیه در پرتو هوش مصنوعی به توانایی این کشور در مدیریت هوشمندانه فرصت‌ها و مخاطرات بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش گفتمان‌ها و هویت‌های اجتماعی در پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ۲۰۲۴: رویکردی سازه‌انگارانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9584.html</link>
      <description>پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ آمریکا، پرسش‌های عمیقی درباره عوامل اجتماعی و سیاسی مؤثر بر رفتار انتخاباتی مطرح کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه گفتمان‌ها، هویت‌های اجتماعی و ساخت معنا در جامعه آمریکا، زمینه‌ساز موفقیت ترامپ شدند؟ فرضیه پژوهش بر این استوار است که بازتعریف مرزهای هویتی میان «ما» و «دیگران» و بهره‌گیری ترامپ از گفتمان‌های پوپولیستی شامل ملی‌گرایی اقتصادی، ضدیت با مهاجران و مخالفت با نخبگان لیبرال، انسجام پایگاه رأی وی را تقویت کرده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمانی است که با چارچوب نظری سازه‌انگاری، مؤلفه‌های گفتمانی ترامپ نظیر تمرکز بر طبقه کارگر سفیدپوست، ملی‌گرایی اقتصادی، محافظه‌کاری اجتماعی و ایجاد «دیگری»های متضاد را تبیین می‌کند. یافته‌های پژوهش حکایت از آن دارد که هویت‌های اجتماعی و سیاسی شکل‌گرفته حول محور گفتمان‌های خاص، نه تنها واقعیت‌های موجود را بازتعریف کرده‌اند، بلکه واقعیت‌های سیاسی جدیدی خلق نموده و از طریق چرخه بازتولید گفتمان و هویت، رفتار انتخاباتی بخش قابل‌توجهی از جامعه آمریکا را در راستای حمایت از ترامپ هدایت کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی موقعیت راهبردی ترکیه و ایران در خاورمیانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9586.html</link>
      <description>با سقوط حکومت بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ پویایی منطقه‌ای خاورمیانه تغییر و شکاف میان ایران و ترکیه آشکارتر شد. آنچه که اهمیت دارد تاثیر این بحران بر موقعیت راهبردی این دو قدرت منطقه‌ای می‌باشد. پرسش پژوهش این است که سقوط اسد چه تاثیری بر موازنه قوا میان ایران و ترکیه در خاورمیانه و موقعیت ژئوپلتیکی هر یک داشته است؟ یافته‌های پژوهش تقویت جایگاه منطقه‌ای ترکیه، افزایش نفوذ در سوریه همراه با نقش‌آفرینی در تشکیل دولت جدید، اجرای پروژه‌های اقتصادی و ترانزیتی را نشان می‌دهد؛ در مقابل، موقعیت راهبردی و نفوذ منطقه‌ای ایران کاهش یافت که تبلور آن در «کاهش عمق استراتژیک»، تنزل قدرت چانه‌زنی در عرصه منطقه‌ای می‌باشد. این روندها به تشدید رقابت‌ها میان ترکیه و ایران (در سوریه، عراق و قفقاز) منجر شده و رابطه آنها را در چارچوب رقابتی قرار داده به‌طوری‌که تنها به همکاری‌های محدودی منجر می‌شود. روش این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی و متکی بر منابع کتابخانه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست فریب: تحلیل راهبردی عملیات روانی آمریکا علیه ایران در چارچوب سیاست فشار حداکثری با تأکید بر دوره ترامپ</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9705.html</link>
      <description>هدف اصلی تحقیق، تحلیل ابعاد راهبردی و کارکردی فریب در سیاست خارجی آمریکا علیه ایران در دوره ترامپ است. سؤال پژوهش این است که: &amp;amp;laquo;سیاست فریب و عملیات روانی چه نقشی در تقویت و مشروع‌سازی راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران ایفا کردند؟&amp;amp;raquo;. بر این اساس، فرضیه پژوهش بیان می‌کند که: ایالات متحده در دوره ترامپ با بهره‌گیری از تاکتیک‌های فریب، از جمله بزرگ‌نمایی تهدید نظامی ایران، انتشار اطلاعات گزینشی در رسانه‌ها، القای نارضایتی اجتماعی و دوگانگی در پیام‌های دیپلماتیک، تلاش کرد مشروعیت و اثربخشی سیاست فشار حداکثری را افزایش دهد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و گفتمانی است؛ داده‌ها از طریق بررسی اسناد رسمی دولت آمریکا، گزارش‌های اندیشکده‌ها، بیانیه‌های دیپلماتیک، و پوشش رسانه‌های بین‌المللی گردآوری و تحلیل شدند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که سیاست فریب در قالب عملیات روانی چندلایه، توانست فضای ادراکی بین‌المللی و داخلی را تحت تأثیر قرار دهد؛ هرچند در سطح اهداف کلان، یعنی تغییر رفتار بنیادین ایران، ناکام ماند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیاست فریب در چارچوب فشار حداکثری، بیش از آنکه ابزاری برای تحقق اهداف واقعی باشد، ابزاری برای حفظ انسجام داخلی آمریکا و ایجاد ائتلاف‌های بین‌المللی علیه ایران عمل کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر روس‌زبانان بر جامعه و دولت در اسرائیل</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9709.html</link>
      <description>از ابتدای شکل‌گیری جنش صهیونی، یهودیان روسیه از فعالان برجستۀ این جنش بودند که با تلاش‌های بسیار، دولت یهود را بنیان نهادند. آنان با انگیزه‌های ایدئولوژیک به فلسطین رفتند. موج اول سیاست‌مداران اسرائیلی پیش و پس از ایجاد دولت یهود که به زبان‌های روسی، ییدیش و لهستانی سخن می‌گفتند، دو حزب سیاسی بزرگ کارگر و تجدیدنظرخواه و سپس حزب لیکود را پایه‌گذاری کردند. رهبران اتحاد شوروی از تشکیل دولت یهود پشتیبانی کردند، ولی در مورد مهاجرت یهودیان روسیه با دولت اسرائیل اختلاف پیدا کردند. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، بوریس یلتسین و سپس ولادیمیر پوتین با دولت و جامعۀ اسرائیل روابطی نزدیک برقرار کردند. پرسش اصلی این نوشتار این است که روس‌زبانان در جامعه و دولت اسرائیل چه جایگاه و تأثیری دارند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شد که روس‌زبانان به‌سبب جایگاه اجتماعی، نفوذ اقتصادی و سیاسی، قوی‌ترین اقلیت تأثیر‌گذار بر دولت اسرائیل هستند. پوتین روابط روسیه و اسرائیل را &amp;amp;laquo;بی‌نظیر&amp;amp;raquo; و اسرائیل را خانۀ بزرگ‌ترین جامعۀ روس‌زبانان خوانده است. در این نوشتار با کاربست روش کیفی با رویکرد توصیفی‌تحلیلی به درهم‌تنیدگی روس‌زبانان در جامعۀ اسرائیل و چگونگی آرایش قدرت این گروه در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور می‌پردازیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امنیت عربستان سعودی در چندقطبی‌گرایی: دیپلماسی موقعیتی و استراتژی بازدارنده</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9721.html</link>
      <description>با تغییر موازنه قدرت جهانی و حرکت نظام بین‌الملل به‌سمت نظم چندقطبی، عربستان سعودی به‌دنبال راهبردی متوازن برای حفظ و تقویت امنیت ملی خود است. سؤال اصلی پژوهش این است که دیپلماسی موقعیتی چگونه توانسته بازدارندگی و مدیریت تهدیدات امنیتی عربستان را در نظم چندقطبی تقویت کند؟ فرضیه تحقیق بیان می‌کند که تنوع‌بخشی روابط استراتژیک با قدرت‌های بزرگ شامل ایالات متحده، چین و روسیه و نقش‌آفرینی در میانجی‌گری‌های منطقه‌ای موجب افزایش بازدارندگی و کاهش آسیب‌پذیری امنیتی عربستان شده است. چارچوب نظری مطالعه بر مبنای نئورئالیسم و نظریه هجینگ است. روش پژوهش، تحلیل کیفی موردی است و در عین حال از داده‌های کمی مانند بودجه نظامی، آمار تجارت و شاخص‌های امنیتی برای تقویت شواهد و اعتبار نتایج بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دیپلماسی موقعیتی باعث کاهش وابستگی به یک قدرت مسلط و تقویت موقعیت عربستان در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای شده است. با این حال، این راهبرد با چالش‌هایی از جمله رقابت قدرت‌های بزرگ، ناپایداری توافقات منطقه‌ای و تغییرات ژئوپلیتیکی مواجه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین استراتژی‌های بهبود کارآمدی ج .ا .ا از منظر شاخص‌های حکمرانی خوب</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9769.html</link>
      <description>کارآمدی نظام‌های سیاسی، به دلیل نقش ویژه‌ای که در اقتدار حکومت‌ها دارد، از مهم‌ترین دغدغه‌های سیاست‌مداران جهان به شمار می‌رود. مبحث فوق، تابعی از مدیریت شفاف و پاسخگو در یک کشور، با هدف تضمین توسعه اقتصادی و اجتماعی عادلانه و پایدار است که نتیجه تعامل و کارکرد همه قوای یک کشور، تحت عنوان حکمرانی خوب می‌باشد و شاخص‌های آن، بسترهای کارآمدی ساختارهای سیاسی را فراهم می‌آورند. کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران هم همانند دیگر نظام‌های سیاسی، متأثر از حکمرانی خوب شکل می‌گیرد. به همین دلیل، شناخت ابعاد این تاثیرگذاری و راهبردهایی که بهبود وضع موجود را ممکن می‌سازند، دارای اهمیت می‌باشند. نویسندگان در پژوهش حاضر، با طرح سوال «استراتژی‌های بهبود کارآمدی ج .ا .ا از منظر شاخص‌های حکمرانی خوب کدام‌اند؟»، درصدد تبیین این راهبردها، با بهره گیری از ماتریس  SWOT برآمده‌اند. یافته‌ها، منجر به استخراج استراتژی‌های چهارگانه تهاجمی، رقابتی، محافظه‌ کارانه و تدافعی، برای هر یک از شش شاخص حکمرانی خوب بانک جهانی گردید که در موقعیت‌های مقتضی، می‌توانند تا زمینه بهبود کارآمدی ج .ا .ا را فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قدرت رقابت‌پذیری چین و راهبرد مهار فناورانه‌ی ایالات متحده آمریکا</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9815.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر روابط ایالات متحده و چین از همکاری اقتصادی به رقابت و تقابل فزاینده در حوزه‌های اقتصادی، امنیتی و فناورانه متمایل شده است. رشد سریع اقتصادی و پیشرفت فناورانه چین، این  کشور را به بازیگری جهانی بدل کرده و موقعیت هژمونیک آمریکا را به چالش کشیده است. در واکنش به این تحول در موازنه قدرت، ایالات متحده راهبرد مهار را در قبال چین دنبال کرده که یکی از مهمترین ابعاد آن، مهار فناورانه است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا آمریکا برای کاهش قدرت رقابت‌پذیری چین به راهبرد مهار فناورانه روی آورده است. فرضیه اصلی مقاله بر این اساس استوار است که پیشرفت فناورانه چین با تقویت قدرت اقتصادی و نظامی آن همراه بوده و زمینه تبدیل این کشور به رقیبی هم‌تراز و ساختاری برای آمریکا را فراهم کرده است؛ از این‌ رو واشینگتن برای جلوگیری از این روند به سیاست مهار فناورانه متوسل شده است. مقاله با استفاده از روش ردیابی فرایند، به تحلیل پیوند میان فناوری، قدرت اقتصادی و توان نظامی چین پرداخته و نشان می‌دهد چگونه این عوامل در شکل‌گیری راهبرد مهار فناورانه آمریکا و بازتعریف نظم بین‌المللی نقش داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قرارداد اجتماعی سنتیِ خاورمیانه‌ای و سقوط/ پایداری رژیم‌ها در بهار عربی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9816.html</link>
      <description>در بهار عربی، رژیم‌های خاورمیانه و شمال آفریقا به سرنوشت‌های متفاوتی دچار شدند؛ برخی‌ سقوط کردند، برخی درگیر جنگ داخلی شدند و برخی پایدار ماندند. چگونه می‌توان این تفاوت را از منظر تغییر یا تداوم مناسبات دولت و جامعه توضیح داد؟ فرضیه این است که این تفاوت، به توفیق یا ناکامی در تداوم‌بخشی به قرارداد اجتماعی سنتیِ خاورمیانه‌ای برمی‌گردد؛ هرچند متغیرهای واسطه نظیر میزان تشکل‌یافتگی نیروهای اجتماعی و انسجام ساختار سیاسی، و وضعیت حمایت خارجی نیز دخیل بودند. چارچوب نظری پژوهش متشکل از نظریه «انتخاب عقلانی»، «تشکل‌یافتگی اجتماعی»، «ساختار فرصت سیاسی»، و «اتحاد استراتژیک بین‌المللی» است و داده‌های منابع کتابخانه‌ای، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به روش مقایسه‌ای سامان می‌یابد. تمرکز مکانی پژوهش بر رژیم‌های شمال آفریقا و خلیج فارس، در بازه‌ی دهه 1980 تا بهار عربی 2011 است. یافته پژوهش این است که در جمهوری‌های غیردموکراتیک شمال آفریقا، رخداد انقلابی محصول نقض قرارداد اجتماعیِ سنتی میان دولت و جامعه، به‌دلیل بحران اقتصادی، بود.در مقابل، پادشاهی‌های نفتیِ خلیج فارس به پشتوانه حفظ تمکن مالی توانستند مانع بروز اعتراض شوند یا در صورت بروز، کنترل نمایند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
