<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سیاست جهانی</title>
    <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/</link>
    <description>سیاست جهانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جایگاه حفاظ‌بندی در راهبردگزینی سیاست خارجی ایران از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9244.html</link>
      <description>یکی از محورهای پژوهشهای تجربی در تحلیل سیاست خارجی بررسی راهبردهایی است که سیاست خارجی هر یک از دولتها با بهره‌گیری از آنها در عرصه بین‌المللی پیش می‌رود. در این چارچوب، حفاظ‌بندی در کنار اتحادوائتلاف، بی‌طرفی، انزواطلبی، و عدم‌تعهد یک راهبرد سیاست خارجی است که در نظام بین‌الملل کنونی به کار بسته می‌شود. بر همین اساس، نوشتار حاضر می‌کوشد نشان دهد آیا و تا چه اندازه‌ای سیاست خارجی ایران در دوران حکمرانی سلسله‌های پادشاهیِ کلاسیک از راهبرد حفاظ‌بندی بهره گرفته است. نحوه گردآوری داده‌ها، به روش کتابخانه‌ای و جستجوی اینترنتی برپایه بهره‌گیری از داده‌های ثانویه مندرج در کتاب‌ها و مقاله‌های مرتبط با موضوع این نوشتار است و تلاش می‌شود با به کار بردن تحلیل محتوای داده‌های کیفیِ مندرج در این متون، بتوان به ارزیابی مناسبی درباره جایگاه حفاظ‌بندی در تاریخ سیاست خارجی ایران دست یافت. یافته‌های پژوهش نشان‌ می‌دهد که در سراسر این دوران، هیچ یک از راهبردهای سیاست خارجی جایگاهی برتر به ایران در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی‌جهانی نبخشیده‌اند؛ از سوی دیگر، راهبرد اتحادوائتلاف در سیاست خارجی ایران چیرگی داشته و در برهه‌هایی خاص، به سبب نبوغ برخی تصمیم‌گیران، سیاست خارجی ایران به راهبرد حفاظ‌بندی نزدیک شده، ولی تمام خصلتهای حفاظ‌بندی را در خود نداشته‌ است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد کره شمالی به چین و آمریکا؛ کشورداری در روند پایدار روابط دوستانه و خصمانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_8332.html</link>
      <description>در جریان جنگ شبه &amp;amp;rlm;جزیره کره یک الگوی دوقطبی مبنی بر حمایتِ چین از پیونگ یانگ و حمایت ایالات متحده آمریکا از کره جنوبی شکل گرفت که این الگو با تسری در سیاست خارجی کره شمالی از آن زمان تاکنون در قالب تعامل با چین و تقابل با آمریکا باقی مانده است. در این فضا اولویت چین با وجود همه&amp;amp;rlm; ی دشواری&amp;amp;rlm; ها در روابط دوجانبه پکن- پیونگ یانگ امنیت و بقای رژیم کره شمالی و راهبرد آمریکا تلقی کره به عنوان بی&amp;amp;rlm; ثبات کننده&amp;amp;rlm; ی نظم جهانی بوده است. این اولویت &amp;amp;rlm;های متفاوت باعث درک متفاوتی از دو کشور در فرهنگ استراتژیک کره شمالی شده است. لذا سوال اصلی این پژوهش آن است که: انگیزه &amp;amp;rlm;ی کره شمالی در سیاست خارجی مبتنی بر رویکرد دوگانه&amp;amp;rlm; ی تعامل و تقابل با چین و آمریکا چیست؟. یافته&amp;amp;rlm; های پژوهش براساس تئوری سلسله &amp;amp;rlm;مراتب نیازهای مزلو و با روش توصیفی- تحلیلی حاکی از آن است که از منظر کره شمالی تعامل با چین تامین کننده &amp;amp;rlm;ی نیازهای کمبود و تقابل با آمریکا برآورده کننده&amp;amp;rlm; ی نیازهای رشد  این کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه ترس در نظریه سیاسی بین‌المللی ؛با تمرکز بر دیدگاه هانتینگتون و برژینسکی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9424.html</link>
      <description>ترس، به‌عنوان یکی از سازوکارهای محوری در شکل‌گیری ادراک تهدید، نقشی تعیین‌کننده در تبیین کنش سیاسی در نظام بین‌الملل معاصر ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی&amp;amp;ndash;تطبیقی و با اتکا به روش مطالعه کتابخانه‌ای، به بررسی جایگاه و کارکرد &amp;amp;laquo;مکانیسم ترس&amp;amp;raquo; در اندیشه زبیگنیف برژینسکی و ساموئل هانتینگتون می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که ترس در چارچوب نظری هر یک از این دو متفکر چه منشأیی دارد، در چه سطحی تحلیل می‌شود و چه پیامدهای رفتاری در مواجهه با تهدیدات نوین به همراه دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد برژینسکی ترس را عمدتاً در بستر رقابت ژئوپلیتیکی و آنارشی نظام بین‌الملل صورت‌بندی کرده و آن را به راهبردهای عقلانی مانند موازنه قدرت و بازدارندگی پیوند می‌زند. در مقابل، هانتینگتون با تمرکز بر تعارض‌های فرهنگی و تمدنی، ترس را پدیده‌ای هویتی تلقی کرده و پیامد آن را در قالب سیاست‌های هویتی و منازعات تمدنی تبیین می‌کند. در مجموع، ترس در هر دو دیدگاه، مکانیسمی کلیدی در فهم و مدیریت تهدیدات نوین محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط اقتصادی مصر و امارات متحده عربی (2024-2014): از دیپلماسی اقتصادی تا همکاری امنیتی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9601.html</link>
      <description>تحولات ساختاری پس از سال ۲۰۱۴، مصر را به سمت اتخاذ یک راهبرد خارجی نوین هدایت کرد که دیپلماسی اقتصادی محور اصلی آن بود. هدف این راهبرد، کاهش چالش‌های داخلی از طریق تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و فرا منطقه ای و جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی بود. در این میان، روابط با امارات متحده عربی به‌عنوان یک شریک راهبردی در کانون تلاش‌های دیپلماتیک قاهره قرار گرفت. مقاله حاضر به بررسی این پرسش می‌پردازد که دیپلماسی اقتصادی مصر از چه ابزارها و سازوکار‌هایی برای ارتقای همکاری‌های اقتصادی با امارات بهره برده و این تعامل چه دستاوردها و منافعی را برای قاهره به ارمغان آورده است؟ فرضیه آن است که قاهره با اتکاء به دیپلماسی اقتصادی فعال و حمایت سیاسی امارات توانسته است در حوزه‌هایی همچون انرژی، ساخت‌وساز و زیرساخت، همکاری‌های گسترده‌ای شکل دهد و از این طریق بخشی از نیازهای اقتصادی و توسعه‌ای خود را برطرف سازد. در نهایت، تداوم این همکاری‌ها منوط به ثبات داخلی مصر و پویایی روابط دوستانه دو کشور است و قاهره برای کاهش آسیب‌پذیری ساختاری ناشی از وابستگی به یک شریک، نیازمند تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی و تقویت بنیان‌های تولید داخلی خود خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سیاستهای اسرائیل در روابط ایران و چین در غرب آسیا: ۲۰۲۱-۲۰۰۶</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_8547.html</link>
      <description>ایران و چین، دو همکار راهبردی سیاسی و امنیتی، در منطقه غرب آسیا به شمار می آیند. در این میان، سیاست‌های اسرائیل، درصدد تاثیرگذاری منفی بر مراودات فوق می باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، با پیروی از روش تبیینی، تشریح اثر سیاست‌های اسرائیل، بر روابط ایران و چین است. پرسش مقاله این است که مهم‌ترین مولفه‌های نقش رژیم اسرائیل در روابط ایران و چین در منطقه غرب آسیا در بازه سال‌های ۲۰۲۱-۲۰۰۶ چیست؟ نتایج پژوهش نشان داد که رویکرد اسرائیل در روابط ایران و چین، پیروی از منطق موازنه‌سازی سخت و نرم و تلاش برای کاهش قدرت ایران و کاهش سطح روابط ایران و چین است. در این راه، اسرائیل با برجسته‌سازی اسلام سیاسی، به عنوان تهدید مشترک بین خود با چین، در پی سوق‌دادن پکن به اعمال تحریم‌ها ضدایران، تقویت روابط چین با کشورهای عربی خلیج فارس، تقویت ایران‌هراسی در چین، لابی‌‌گری علیه منافع ایران در چین، اخلال در همکاری نظامی میان این دو، مخالفت با توافق ۲۵ ساله ایران و چین و تاثیر بر روابط ایران و چین در بحران سوریه برآمده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هستی‌شناسی تغییر و تحولِ نظم جهانی: رویکردی نظری</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9185.html</link>
      <description>مجادلات و مناظرات نظری پردامنه ای در باره تغییر و تحول نظم جهانی در دانش روابط بین الملل شکل‌گرفته است. به‌گونه-ای که، تعریف‌ها و تلقی‌های متفاوت و حتی متعارضی از تغییر و تحول نظم جهانی ارائه می‌شود. این اختلاف‌نظر معلول چیست؟ در پاسخ این پرسش، ادعا و استدلال اصلی این مقاله آن است که این اختلاف‌نظرها، از مفهوم‌پردازی و صورت-بندی متفاوت از نظم جهانی و پیرو آن چیستی و چگونگی تغییر و تحول آن نشأت می‌گیرد. در واقع این مناقشه نظری بر‌سر هستی‌شناسی نظم جهانی و تغییر و تحول آن است. هریک از نظریه‌های روابط بین‌الملل، تغییر و تحول نظم جهانی را برپایه یکی از ارکان و ابعاد آن مفهوم‌بندی و تعریف می‌کند؛ در‌حالی‌که، تغییر و تحول نظم جهانی، ماهیتی چند‌رکنی و چند-بعدی دارد. تفهم و تبیین تغییر و تحول نظم جهانی، مستلزم شناخت ماهیت و سرشت مرکب آن است. از‌این‌رو، هدف اصلی مقاله، هستی‌شناسی تغییر و تحول نظم جهانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای کریدور عرب-مِد برای ایران: ضرورت حل و فصل اختلافات منطقه ای و بین المللی با استفاده از دیپلماسی چند گانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9191.html</link>
      <description>در جهان کنونی توسعه کدهای ژئوپولینومیک امکان تزریق قابل توجه‌تر اقتصاد سیاسی شبکه‌های اتصال سرزمینی را به ژئوپلیتیک نظام جهانی فراهم می‌کند. کریدور عرب&amp;amp;ndash;مِد به‌عنوان یکی از جدیدترین ابتکارات ژئوپلی‌تیکی و ژئواکونومیکی در منطقه خاورمیانه و مدیترانه، با هدف اتصال انرژی و تجارت کشورهای عربی و اروپایی طراحی شده است. این کریدور می‌تواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی برای ایران در حوزه‌های ترانزیت، امنیت انرژی و جایگاه ژئوپلی‌تیکی به همراه داشته باشد. از منظر حقوقی، پرسش‌هایی درباره حق حاکمیت، آزادی ترانزیت و سازگاری پروژه با کنوانسیون‌های بین‌المللی مطرح است؛ در حالی‌که از منظر دیپلماتیک، افزایش همگرایی کشورهای عربی با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، چالش‌های جدیدی در معادلات منطقه‌ای ایجاد می‌کند. این پژوهش با رویکرد حقوقی&amp;amp;ndash;دیپلماتیک نشان می‌دهد که ایران می‌تواند با بهره‌گیری از &amp;amp;laquo;دیپلماسی چندگانه&amp;amp;raquo; شامل دیپلماسی منطقه‌ای، اقتصادی، حقوقی و چندجانبه، تهدیدهای این پروژه را به فرصت تبدیل کرده و با تقویت کریدورهای جایگزین، نقش خود را در معادلات ترانزیتی و انرژی منطقه حفظ کند. در نهایت، حل‌وفصل اختلافات احتمالی در چارچوب ابزارهای حقوق بین‌الملل و گفت‌وگوهای چندجانبه، بهترین راهبرد برای جلوگیری از تعمیق شکاف‌های منطقه‌ای و ارتقای موقعیت ایران در ژئوپلی‌نومی جدید خاورمیانه محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوهای تاریخی-گفتمانی اسلام گرایی در خاورمیانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9306.html</link>
      <description>خاورمیانه از دوران گذشته تاکنون میدان گفتمانی غیریت و ضدیت است. مسائل توسعه اقتصادی- سیاسی منطقه در راستای منافع و ثبات هژمونیکی الگوهای تاریخی-گفتمانی پسااستعمارگرایی طرح شده است. ترسیم عمدی مرزهای جغرافیایی تنها دستاویزی برای ایجاد فضای بی قراری، تعیین موقعیت های سوژگی و مداخلات هژمونیکی آتی الگوهای تاریخی-گفتمانی پسااستعمارگرایی بوده است. برمبنای سوال: الگوهای تاریخی-گفتمانی اسلام گرایی در خاورمیانه را واکاوی نمایید؟ براساس فرضیه: اسلام گرایان، اسلام را به مثابه ی دال مرکزی می شناسند، تنها راه غلبه بر مشکلات پیش روی مسلمانان را همین اسلام می دانند؛ آن ها به دست گرفتن قدرت سیاسی، تشکیل حکومت اسلامی و هویت ضد غربی و ضد نظم لیبرالی را در همین اسلام می یابند. به دلیل منطق تفاوت (نزاع‌های گفتمانی متنوع متعارض)، مداخلات هژمونیکی قدرت ها و برجسته سازی الگوهای تاریخی-گفتمانی پسااستعمارگرای غربی- صهیونی در فلسطین اشغالی از یک سو، باعث تزلزل در فضای استعاره ای و به حاشیه رانی الگوهای تاریخی - گفتمانی اسلام گرایی شده و از سویی دیگر، موجب برجسته سازی الگوهای تاریخی-گفتمانی نوسلفی گری (اخوان المسلمین: القاعده، داعش) و همچنین تقویت الگوهای تاریخی-گفتمانی مقاومت اسلامی (حشدالشعبی، حزب الله، حماس) در منطقه شده است. روش پژوهش رویکرد زبانی با بهره‌گیری از نظریه گفتمان لاکلا و موف می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های دولت سازی در عراق پسا داعش</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9155.html</link>
      <description>این مقاله به تبیین چالش‌های جدید پیش‌روی دولت‌سازی در عراق پس از 2015، با تکیه بر نظریات فرانسیس فوکویاما، یکی از نظریه‌پردازان معاصر در حوزه دولت‌سازی، پرداخته است. سوال اصلی پژوهش این است که مهم‌ترین چالش‌هایی که در روند دولت‌سازی در عراق بین سال‌های 2015 تا 2022 وجود دارند، کدامند؟. فرضیه‌ای که در این راستا مطرح می‌شود، بیانگر آن است که، تداوم یک دولت با دامنه گسترده و اثر بخشی ضعیف، عدم سازمان‌دهی جامعه و نقش غیر حمایتی بازیگران خارجی مهم‌ترین موانع روند دولت‌سازی در عراق پساداعش از سال 2015 تا 2022 به شمار می‌روند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی به انجام رسیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ریشه یک دولت قدرت‌مند و اثر بخش در فقدان فساد، شفافیت کافی، نهادهای کارامد و مستقل، اعتماد دو جانبه میان ملت و دولت و عدم مداخله خارجی نهفته است که حلقه مفقوده در نظم پسا داعش در عراق محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرایی و کارکردهای شبکه‌های اجتماعی اپوزیسیون سیاسی عربستان سعودی؛ مطالعه موردی اصلاح‌طلبان و لیبرال‌ها</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9408.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی نقش شبکه‌های اجتماعی در کنشگری سیاسی جریان‌های اصلاح‌طلب و لیبرال عربستان سعودی می‌پردازد. با توجه به محدودیت‌های شدید ساختار حکومتی و فضای بسته سیاسی، شبکه‌های اجتماعی به مهم‌ترین عرصه طرح مطالبات و فعالیت اپوزیسیون تبدیل شده‌اند. تحقیق با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و رویکرد ترکیبی کیفی&amp;amp;ndash;کمی انجام شده و محتوای سیاسی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده است. داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون، تحلیل شبکه‌ای و تحلیل فراوانی هشتگ‌ها تحلیل شده‌اند.یافته‌ها نشان می‌دهد که ویژگی‌هایی مانند غیرمتمرکز بودن، سرعت بالای انتشار و امکان ناشناس‌ماندن کاربران، شبکه‌های اجتماعی را به میدان اصلی کنشگری اپوزیسیون سعودی تبدیل کرده است. مهم‌ترین مضامین محتوایی شامل حقوق زنان، عدالت سیاسی، نقد ساختار حکمرانی و آزادی‌های مدنی بوده و بیشترین تعامل کاربران در کارزارهای مربوط به حقوق زنان مشاهده شده است. تحلیل شبکه‌ای از وجود ساختاری چندگرهی حکایت دارد که در آن کنشگران خارج از کشور نقش محوری دارند و حساب‌های ناشناس داخلی پیونددهنده داخل و خارج هستند. در مجموع، شبکه‌های اجتماعی به بستری برای تولید گفتمان، بسیج دیجیتال، مستندسازی و شکل‌گیری هویت جمعی اپوزیسیون تبدیل شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ابعاد حقوقی ، سیاسی ، ژئوپلتیکی و پیامدهای زیست محیطی اختلاف بریتانیا و ایسلند بر سر منابع نفتی دریای شمال و تأثیر آن برصلح پایدار در اقیانوس اطلس شمالی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9134.html</link>
      <description>اختلاف بریتانیا و ایسلند بر سر منابع نفتی حوضه هاتون-راک‌آل در دریای شمال نمونه‌ای از مناقشات پیچیده منابع دریایی است که هم‌زمان ابعاد حقوقی، زیست‌محیطی، سیاسی و ژئوپلیتیکی را در بر گرفته و پرسش‌هایی درباره عدالت در تقسیم منابع و امکان دستیابی به صلح پایدار در اقیانوس اطلس شمالی مطرح می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی و چارچوب نظری تلفیقی شامل ژئوپلیتیک کلاسیک، صلح مثبت و هیدروپلیتیک، به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه عواملی تنش‌ها را تشدید کرده و چه سازوکارهایی می‌تواند آن‌ها را به همکاری تبدیل کند. نتایج نشان می‌دهد که ادعاهای گسترده ایسلند بیش از آن‌که مبتنی بر اصول حقوقی باشند، ریشه در ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیت اقتصادی دارند به نحوی که تغییرات اقلیمی با کاهش منابع ماهیگیری و دشوار شدن اکتشاف نفت رقابت را افزایش داده و نبود تعهد کامل به نهادهای بین‌المللی مانند کمیسیون تحدید حدود فلات قاره‌ای مانع حل اختلاف شده است. یافته‌ها تأیید می‌کنند که تحقق صلح پایدار نیازمند رویکردی چندجانبه، تلفیق تعهدات زیست‌محیطی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای تعیین مرزهاست. علاوه بر این، پژوهش حاضر الگویی تحلیلی در اختیار سیاست‌گذاران ایرانی قرار می‌دهد تا از تجربیات اقیانوس اطلس در مدیریت مناقشات مشابه دریای خزر بهره‌مند شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای سیاسی-ژئوپلیتیکی همگرایی رژیم صهیونیستی-عربستان سعودی برای جمهوری اسلامی ایران در چارچوب دکترین نوپیرامونی اسرائیل</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9346.html</link>
      <description>در پی تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در غرب آسیا، رژیم صهیونیستی با احیای دکترین پیرامونی خود، درصدد بازتعریف محیط راهبردی و ساختار امنیتی منطقه‌ای برآمده است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش «تحلیل روند» و تمرکز نظری بر دکترین پیرامونی جدید رژیم صهیونیستی، به دنبال پاسخ دادن به این سوال کلیدی است که تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی چه پیامدهای سیاسی و ژئوپلیتیکی برای جمهوری اسلامی ایران در پی دارد؟. یافته‌های تحقیق نشان می‎دهد که این همگرایی، موجب انبساط ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی، تضعیف گفتمان مقاومت، و تلاش هدفمند برای مشروعیت‌بخشی به اسرائیل در نظام منطقه‌ای شده است. همچنین، توسعه نفوذ آمریکا در قالب بازمهندسی نظم امنیتی منطقه و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوین علیه ایران از دیگر ابعاد این روند به شمار می‌روند. پیامدهای دیگر این تحول عبارتند از تشدید بی‌ثباتی ساختاری در منطقه غرب آسیا، فروپاشی ظرفیت شکل‌گیری ترتیبات امنیتی پایدار و افزایش تلاش‌های مشترک برای انزوای بین‌المللی ایران. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که دکترین نوپیرامونی رژیم صهیونیستی نه‌تنها واکنشی به تهدیدات موجود، بلکه راهبردی فعال برای بازسازی نظم منطقه‌ای در جهت مهار و محاصره تدریجی جمهوری اسلامی ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل بازدارنده اتحاد منطقه‌ای دولت‌های فارس زبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان)</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9409.html</link>
      <description>بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی  شوروی دولتهای مستقل و جدیدی در آسیای مرکزی ظاهر شدند. در این میان، زبان و پیشنه هویتی و تاریخی مشترک بین دولتهای ایران، افغانستان و تاجیکستان می توانست زمینه‌ساز تأسیس یک اتحادیه منطقه ای بین دولتهای فارسی زبان باشد. سوال پژوهش حاضر این است که چه عواملی مانع تأسیس یک اتحادیه منطقه ای فراگیر در میان دولتهای فارسی زبان بوده است؟ به نظر میرسد وجود پاره‌ای از ملاحظات مانع اصلی تشکیل یک اتحادیه منطقه‌ای فراگیر بوده است. یافته های این پژوهش نشان می‌ دهد علیرغم وجوه مشترک زبانی، فرهنگی، نژادی و مذهبی در میان این سه دولت، عواملی چون ناسیونالیسم معطوف به واحدهای سرزمینی، کمرنگ بودن هویت پارسی برای نظامهای سیاسی حاکم در برخی از این دولتها، بی ثباتی سیاسی، همپوشانی اقتصادی و تضاد منافع دولتهای بزرگ مانع شکل گیری یک اتحاد منطقه‌ای در میان دولتهای فارسی زبان بوده است. در ادامه برای تبیین بهتر موضوع، موانع اتحاد سه دولت ایران، افغانستان و تاجیکستان در پرتو نظریه سازه انگاری و روش تحلیلی-توصیفی در مورد بررسی قرار خواهد گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فدرالیسم از منظر نظریه جامعه‌شناسی سیاسی: بازخوانی انتقادی رویکردهای کلاسیک و مدرن</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9422.html</link>
      <description>این مقاله مروری جامع، به بررسی فدرالیسم از دریچه جامعه‌شناسی سیاسی می‌پردازد و سیر تحول نظریه فدرالیستی را از مبانی کلاسیک آن تا تفاسیر معاصر تحلیل می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که فدرالیسم، در ماهیت خود، فراتر از یک سازوکار قانون اساسی است: بلکه محصول کشمکشی زنده میان میل به وحدت و کثرت است که در قالب نهادها جریان می‌یابد، اما خود نهادها را هم دگرگون می‌سازد. مقاله یک گزاره نظری نوین را پیش می‌نهد: «چارچوب یکپارچگی فدرال بازتابی»، که فدرالیسم را به مثابه یک فرآیند انطباقیِ اجتماعی-سیاسی بازتعریف می‌کند که تحت تأثیر تنش‌های دیالکتیکی مستمر میان نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز شکل می‌گیرد. این چارچوب، به‌جای دیدن فدرالیسم به‌عنوان یک «ساختار ایستا»، آن را میدانی برای گفت‌وگوی بی‌پایان میان هویت‌ها، منافع و ساختارهای قدرت می‌داند، میدانی که در آن، ثبات و تغییر، همزمان هم‌زیستی می‌کنند. این چارچوب با یکپارچه‌سازی چشم‌اندازهای نهادی، جامعه‌شناختی و فرآیند-محور، شکاف‌های نظری مهمی را در ادبیات موجود پر می‌کند. این تحقیق از طریق تحلیل تطبیقی رویکردهای فرمالیستی کلاسیک و نظریه‌های تجربی مدرن، نشان می‌دهد که فدرالیسم نه صرفاً به‌منزله یک سازوکار قانون اساسی، بلکه به‌مثابه یک پدیده پیچیده اجتماعی-سیاسی عمل می‌کند که به دینامیک‌های متغیر قدرت، سیاست‌های هویتی و چالش‌های حکمرانی پاسخ می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رقابت استراتژیک چین و آمریکا در اقیانوس هند</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9423.html</link>
      <description>تحولات سریع قاره آسیا و توجه ویژه چین و آمریکا به عنوان یک قدرت نوظهور و یک ابرقدرت به این منطقه باعث شده که قرن بیست و یکم را قرن آسیا بنامند. اکنون، منطقه آسیا- اقیانوسیه بیش از هر زمان دیگر به میدان بازی و صحنه رقابت استراتژیک آنها تبدیل شده است. پژوهش حاضر با کاربست ترکیبی چارچوب نظری واقع‌گرایی تهاجمی و موازنه تهدید و به‌کارگیری روش تبیینی به دنبال پاسخ به این پرسش است که زمینه‌های رقابت استراتژیک چین و آمریکا در اقیانوس هند چگونه ارزیابی می‌شود؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که دو کشور در عین رقابت شدید به دنبال ایجاد یک تعادل استراتژیک در پرتو راهبرد واقع‌گرایی تهاجمی و موازنه تهدید هستند. چین به دنبال استفاده از اهرم اقتصاد برای ایجاد یک جامعه منافع مشترک و آمریکا با شعار اقیانوس هند آرام آزاد و باز به دنبال بازیابی قدرت خود از طریق همکاری نزدیک با متحدین منطقه‌ای می‌باشد. همچنین، برخی فرصت‌های همکاری در عین رقابت و واگرایی استراتژیک، موجب توسعه تفکر تعادل استراتژیک بین دو قدرت شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هوش مصنوعی بر امنیت ملی روسیه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9540.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با طرح این پرسش بنیادین آغاز می‌شود که توسعۀ هوش مصنوعی چه تأثیری بر امنیت ملی روسیه دارد و چگونه می‌تواند معادلات قدرت در این کشور را بازتعریف کند. اهمیت این موضوع از آن‌جاست که هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از فناوری‌های تحول‌آفرین قرن بیست‌ویکم، همزمان فرصت‌ها و تهدیدهای گسترده‌ای را برای دولت‌ها به همراه دارد و روسیه نیز به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، از این قاعده مستثنا نیست. هدف تحقیق، تحلیل ابعاد مثبت و منفی توسعۀ این فناوری و تبیین پیامدهای راهبردی آن برای امنیت ملی روسیه است. روش پژوهش کیفی بوده و با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی پِستِل، موضوع را مورد واکاوی قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که توسعۀ هوش مصنوعی می‌تواند از یک‌سو با افزایش ظرفیت‌های حکمرانی، ایجاد برتری نظامی در عرصه‌های نوین نبرد و نوسازی زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، به تقویت امنیت ملی روسیه بینجامد. از سوی دیگر، این روند ممکن است به‌واسطۀ هزینه‌های سنگین توسعه و نگهداری، فشار اقتصادی بر ساختار دولت، تهدید امنیت روانی جامعه و حتی تضعیف بخشی از اقتدار حاکمیتی، امنیت ملی را با چالش روبه‌رو کند. بر اساس نتایج تحقیق، آینده امنیت ملی روسیه در پرتو هوش مصنوعی به توانایی این کشور در مدیریت هوشمندانه فرصت‌ها و مخاطرات بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبرد قدرت دریایی چین بر مبنای بازی وی‌چی</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9558.html</link>
      <description>داشتن قدرت دریایی از ارکان تبدیل شدن کشورها به قدرت جهانی است چین  به عنوان یک قدرت درحال‌ظهور و با داشتن جاه‌طلبی برای تبدیل شدن به قدرت برتر از دهه 1980  شروع به افزایش قدرت دریایی خود نموده است. پژوهش‏ های گوناگون با استفاده از چارچوب‏های نظری غربی  راهبرد قدرت دریایی چین  را تبیین کرده‏ اند. اما در مقاله حاضر با استفاده از چارچوب مفهومی برگرفته از بازی سنتی چینی -وی‏چی- به این پرسش پاسخ می‏دهیم که: چگونه قدرت‌یابی دریایی چین از منظر  منطق بازی استراتژیک وی‏چی قابل تحلیل است؟ در پاسخ با استفاده از روش پژوهش کیفی تحلیل مضمون مبتنی بر منابع کتابخانه‏ای و به این نتیجه رسیدیم که راهبرد دریایی چین در دستیابی به منافع و کسب برتری در دریا با اصول  بازی وی‌چی از جمله توسعه قلمرو و افزایش نفوذ، انعطاف‌پذیری، اجتناب از درگیری مستقیم، تسلط بر مناطق استراتژیک، شکستن محاصره خود و کاستن از نفوذ رقبا و در نهایت کسب برتری مرتبط است. براین‌اساس یافته اصلی این پژوهش عبارتست از اینکه چارچوب مفهومی  بازی وی‏چی می‏تواند با خوانشی فرهنگی از درون خود چین رفتار چین را در عرصه نظام‌بین‌الملل  و راهبرد دریایی آن را مورد بررسی قرارداده و درک بهتری از رفتار این کشور ایجاد نماید.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش گفتمان‌ها و هویت‌های اجتماعی در پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ۲۰۲۴: رویکردی سازه‌انگارانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9584.html</link>
      <description>پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ آمریکا، پرسش‌های عمیقی درباره عوامل اجتماعی و سیاسی مؤثر بر رفتار انتخاباتی مطرح کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه گفتمان‌ها، هویت‌های اجتماعی و ساخت معنا در جامعه آمریکا، زمینه‌ساز موفقیت ترامپ شدند؟ فرضیه پژوهش بر این استوار است که بازتعریف مرزهای هویتی میان «ما» و «دیگران» و بهره‌گیری ترامپ از گفتمان‌های پوپولیستی شامل ملی‌گرایی اقتصادی، ضدیت با مهاجران و مخالفت با نخبگان لیبرال، انسجام پایگاه رأی وی را تقویت کرده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمانی است که با چارچوب نظری سازه‌انگاری، مؤلفه‌های گفتمانی ترامپ نظیر تمرکز بر طبقه کارگر سفیدپوست، ملی‌گرایی اقتصادی، محافظه‌کاری اجتماعی و ایجاد «دیگری»های متضاد را تبیین می‌کند. یافته‌های پژوهش حکایت از آن دارد که هویت‌های اجتماعی و سیاسی شکل‌گرفته حول محور گفتمان‌های خاص، نه تنها واقعیت‌های موجود را بازتعریف کرده‌اند، بلکه واقعیت‌های سیاسی جدیدی خلق نموده و از طریق چرخه بازتولید گفتمان و هویت، رفتار انتخاباتی بخش قابل‌توجهی از جامعه آمریکا را در راستای حمایت از ترامپ هدایت کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی موقعیت راهبردی ترکیه و ایران در خاورمیانه</title>
      <link>https://interpolitics.guilan.ac.ir/article_9586.html</link>
      <description>با سقوط حکومت بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ پویایی منطقه‌ای خاورمیانه تغییر و شکاف میان ایران و ترکیه آشکارتر شد. آنچه که اهمیت دارد تاثیر این بحران بر موقعیت راهبردی این دو قدرت منطقه‌ای می‌باشد. پرسش پژوهش این است که سقوط اسد چه تاثیری بر موازنه قوا میان ایران و ترکیه در خاورمیانه و موقعیت ژئوپلتیکی هر یک داشته است؟ یافته‌های پژوهش تقویت جایگاه منطقه‌ای ترکیه، افزایش نفوذ در سوریه همراه با نقش‌آفرینی در تشکیل دولت جدید، اجرای پروژه‌های اقتصادی و ترانزیتی را نشان می‌دهد؛ در مقابل، موقعیت راهبردی و نفوذ منطقه‌ای ایران کاهش یافت که تبلور آن در «کاهش عمق استراتژیک»، تنزل قدرت چانه‌زنی در عرصه منطقه‌ای می‌باشد. این روندها به تشدید رقابت‌ها میان ترکیه و ایران (در سوریه، عراق و قفقاز) منجر شده و رابطه آنها را در چارچوب رقابتی قرار داده به‌طوری‌که تنها به همکاری‌های محدودی منجر می‌شود. روش این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی و متکی بر منابع کتابخانه‌ای است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
