تحلیل قلمرو حاکمیت دولت ها در ژئوپلیتیک پست مدرن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد رشت

2 دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

چکیده
دولت­ها همواره به دنبال تثبیت حاکمیت خود در قلمرو خاصی جهت تأمین امنیت ملی خود بودند که در چهارچوب مرزهای سیاسی تعریف می­شد و ابعاد و محدوده آن مشخص و قابل ترسیم بود. اما، این حاکمیت با ظهور دوره پست­مدرن که با برجسته ­شدن هویت­های محلی و سازمان­های غیردولتی (محلی ­شدن) و شرکت­های جهانی و چندملیتی و سازمان­های فراملی و بین­المللی (جهانی­ شدن) همراه است، از حالت متمرکز خود خارج شده است و به دو صورت جهانی و محلی در عرصه جهان، نمود می­یابد. به این ترتیب، دولت­ها جهت حفظ و حراست از قلمرو جغرافیای سیاسی کشور در مواردی تحت تأثیر مسائل  جهانی و در مواردی دیگر تحت تأثیر مسائل  محلی هستند. در این شرایط، سازگاری و هماهنگی دولت با این دو مقوله، ادامه حیات و بقای حاکمیت­ها را تضمین خواهد کرد. لذا، در راستای پاسخ به این سؤال  که عوامل تأثیرگذار بر قلمروی حاکمیت­ دولت­ها در دوره ژئوپلیتیک پست­مدرن کدامند؟ می­توان فرض کرد که دو دسته عوامل متأثر از تحولات فروملی (محلی ­شدن) و فراملی (جهانی ­شدن) می­توانند قلمروی حاکمیت ­دولت­ها را در دوره پست­مدرن متحول سازند. البته این تحول به معنای افول حکومت­های ملی و از بین رفتن مرزهای سیاسی کشورها نبوده؛ بلکه، ظهور شکل جدید و متحول دولت­ها با ارائه کارکرد متفاوت در اعمال حاکمیت است. لذا، هدف از ارائه مقاله حاضر تبیین ویژگی­های جدید حاکمیت دولت­ها در ژئوپلیتیک پست­مدرن است. از این رو، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی شکل جدید حاکمیت در دوره پست­مدرن که در واقع شکل متفاوت از حاکمیت در دوره مدرن می­باشد، با توجه به تحولات جهانی، ملی و محلی مورد تحلیل قرار خواهد گرفت

کلیدواژه‌ها